تبلیغات
شهدادب - تفسیری بر شعر دوزخ ودرخت گردو « ای وطن من» ازسلمان هراتی
جهت دریافت ورؤیت سرودۀ کامل شعر« دوزخ ودرخت گردو» روی تصویر کلیک بفرمایید.

شعر« ای وطن من» از سلمان هراتی در قالب شعر نو صفحه 82 فارسی هشتم و در بخش شعر خوانی فصل 4 جای گرفته است.این شعر از کتاب«از آسمان سبز» گزین گردیده و حدود 160 سطر را در آغازین صفحات این کتاب  به خویش اختصاص داده است.در کتاب هشتم افزون بر تغییر نام شعراز"دوزخ و درخت گردو" به "ای وطن من"، تنها یک چهارم از این سرودۀ بلند،گزینش وبر مخاطب عرضه گردیده و از سویی دیگر، برخی دست بردگی ها در متن و جا به جایی های شعری و واژگانی نیز،چاشنی آن شده است.

   آن چه در پی می خوانیدخوانش و نوشته ی دریافتی آقای محمد حنیف یكی از دبیران گرامی زبان و ادب فارسی از شعر شادروان سلمان هراتی«شاعرجنگ» است که بی هیچ كم و كاستی آن راپیشكشتان می كنیم.

                                  


بردانش آموزان عزیز بهتر است این گونه شعر ها را معنی نکنیم ، تا دریافت دانش آموز ، فقط به آن چه ما معنی کرده ایم محدود نشود ، شاید دانش آموزی بتواند ، گوشه هایی از معنی را که از نظر ما پوشیده ماند ه ، بفهمد و بداند ، ولی برای کمک به دریافت بیشتر این شعر با شاعر همگام می شویم ، در عالم خیال گفتگویی با سلمان هراتی ، ترتیب می دهیم ، از او که خودش یک معلم است می خواهیم شعر را برای ما بیشتر معنی کند ، بعد از کلی سلام و احوال پرسی از ایشان می خواهیم بگوید که چگونه این شعر زیبا را سرود .
سلمان هراتی می گوید : وطن ، معشوق ماست و برای عاشق کسی حاضر تر و آشکار تر از معشوق نیست ، و معشوق همیشه در دل عاشق حضور دارد و در ادبیات ما ، این که به معشوق « شاهد » می گویند ناظر به همین معناست .
حال کسی را در نظر بگیرید ، که در چمن آفتابی ایستاده باشد ، چقدر  قامت او رسا تر به چشم می آید ، به نقشه ایران بنگرید ، رنگ آبی خلیج فارس و دریای عمان در پایین نقشه و ایران با قامتی رسا و مهر افزا در بالای این آبی قد بر افراشته است از نگاه کردن به آن سیر نمی شوم و  جملۀ اول این شعر بر زبانم جاری می شود که :
ا ی ایستاده در چمن آفتابی معلوم / وطن من
 وقتی به توانایی این کشور فکر می کنم  ، به این که با این همه قابلیت و توان ، خاری در چشم بد خواهان است و تا می توانند از ایران بد می گویند  او که چهره اش به برکت خون شهیدان می درخشد ، و در دلش ایمان به سربلندی فرزندانش موج می زند خیابانی و کوچه ای نیست که شاید چندین جوان برومند از آن خیابان به شهادت رسیده است  و عکس و نام آن جوانان را بر خیابان های شهرهایش می بینم  ادامه می دهم که  : 
ای توانا ترین مظلوم   تو را دوست دارم / ای آفتاب شمایل دریادل / که نام خیابان هایت را شهیدان برگزیده اند
باز به میهنم می اندیشم ، در طول تاریخ در تمامی عرصه ها توان و قابلیت خود را به نمایش گذاشته است  ، مردان و زنان غیورش را می بینیم که همیشه در راه ایمان و عقیده خود ، در راه میهن خود از جان و مال گذشته اند ، و این کشور چقدر در برابر توطئه های دشمنان مقاوم بوده ، و می گویم :
ای فروتن نیرومند .
ایستاده ایم در کنار تو ، سبز و سربلند
( مافرزندانت در کنار تو و تو در کنار ما ، ایستاده ایم  )
با ز از کشورمان می گویم
تو آن درخت گردوی کهنسالی
حال ایستادگی و مقاومت کشورمان در مقابل بدخواهان بیشتر است یا نگرانی من از این که به این کشور آسیب برسانند ، نه من زیاد نگران نیستم چون مردان این کشور ، کسانی هستند که هم اهل مبارزه هستند و هم اهل دعا و نیایش و ارتباط با خدا، چنین مردانی حتما می توانند این کشور را خوب حفظ کنند و ادامه می دهم  :
و بیش از آن که من خوف تبر را نگرانم / تو ایستاده ای
و پسران تو مردان نیایش و شمشیرند .
و مادران صبوری داری
و پدرانی به غایت جرأت مند
باز دلم به عشق میهن می تپد ، و دوستی میهن ، مرا به یاد دوستی های دیگر می برد ،دوستی من دیگر پا از حد دوستی فراتر می گذارد ، تبدیل به عشق می شود ، و من این عشق را دوست دارم ، دریا و آفتاب را دوست دارم و  گل ها را و بهار را دوست دارم  کشور م مجموعۀ زیبایی هاست ،  همیشه زیبایی اش پابرجاست ، مردم این کشور گاه برای کمک به یکدیگر در گرفتاری ها از محبت  سر از پا نمی شناسند و گاه  در دفاع از میهن و مظلومان چون شیر غران پای در میدان مبارزه     می گذارند و شعر را ادامه می دهم : 
دوست دارم تو را / آن گونه که عشق را/ دریا را / آفتاب را .....ای اقیانوس مواج عاطفه و خشونت ....، ای شکیبای شکوهمند ! /کجای زمین از تو عاشق تر است ؟
هر چه بیشتر فکر می کنم ، بیشتر عاشق کشورم می شوم ، دوستی من حدّ و مرزی ندارد و من کشورم را تا پای جان دوست دارم و مرگ در راه میهن را شهادت می دانم و شهید زندۀ جاوید است و ادامه می دهم :
من از تو بر نمی گردم تا بمیرم
و مرگ در کنار تو زندگی است
تو را دوست دارم /چقدر به اقیانوس می مانی
به یاد خاطراتم می افتم ، خاطراتی که از تاریخ کشورم  دارم ، آن روز ها را بیاد می آورم که آمریکایی ها به طبس حمله کردند ، و خراب شدن بالگرد ها و به هم خوردن هواپیماهایشان از یک طرف و طوفان شن از طرفی دیگر ، دشمن را به ضعف و زبونی کشاند وسعت مهربانی خدا را به یاد می آورم که از فاصله های دور مواظب این آب و خاک است و باز می نویسم  .
برای تو و به خاطر تو / ای پهلوان فروتن / خدا چقدر مهربانی اش را وسعت داد / در دور های کویر طبس / آن اتفاق / یادت هست / نه من بودم و نه هیچ کس / خدا بود و گردباد
باز در دوستی کشورم غرق می شوم ، کشورم را به هر چیز زیبا تشبیه می کنم ، به گل و دریا و پرنده و آفتاب و ...... کشور من که در برابر حادثه ها ، چون پهلوانان رویین تن است ، و با این همه قدرت ، و باز چون پهلوانان رویین تن ، فروتن است و چون پهلوانان فروتن ، رویین تن و ادامه می دهم که :
وطن من ، آه ای پوپک مودّب ! / ای رویین تن متواضع ! ای متواضع رویین تن ! ای وطن من
درود خدا بر روان پاک آن شاعر و معلم گرامی
كاری از: مدرس ارجمند زبان و ادب فارسی در استان آذربایجان شرقی، محمد حنیف



طبقه بندی: شعـــــــر، فارسی سال هشتم،
برچسب ها: تفسیری بر شعر « ای وطن من» از سلمان هراتی، دوزخ ودرخت گردو، ازآسمان سبز، گروه درسی زبان وادب فارسی، شعرنو ای وطن من از سلمان هراتی،

تاریخ : یکشنبه 12 بهمن 1393 | 09:27 ق.ظ | نویسنده : شرافتی | گل واژه
.: Weblog Themes By VatanSkin :.